« March 2006 | صفحه‌ی اصلی | October 2006 »

April 9, 2006

بازسازی کتابخانه‌ی بنجامین فرانکلین

نوه‌ی فرانکلین بیش از دویست سال پیش 4276 جلد کتاب این مجموعه‌ی بی‌نظیر را تبدیل به احسن نمود، و حالا کتابدارها مشغول گردآوری و بازسازی این کتابخانه‌ی تاریخی‌اند.

 

 

از بخش فرهنگی روزنامه‌ی لس‌آنجلس تایمز (هشتم آوریل 2006)

کتی متیسون

 

 

 

وقتی که صحبت از معماهای حل‌ناشده‌ی ادبی است، مرگ کتابخانه‌ی بنجامین فرانکلین را نمی‌توان یک راز سربه‌مهر بشمار آورد. بر کارشناسان و پژوهشگران کاملاً معلوم است که نوه‌ی فرانکلین، ویلیام تمپل فرانکلین، بود که بخش اعظم کتابخانه را به ارث برد و در اندک مدتی همه را فروخت و نقد را به جیب زد.

 

             تاریخ‌دانان اما معتقدند که جنایت واقعی، نه فروش کتاب‌ها، بلکه این واقعیت است که فهرستی از 4276 جلد کتاب این مجموعه باقی نمانده است، و چنین فهرستی می‌تواند در روشن ساختن گوشه‌های هنوز تاریک زندگی فرانکلین کمک بسزایی باشد. خوشبختانه بخشی از این معما در چند ماه آینده حل خواهد شد زیرا که بنیادی به نام "دوستداران کتاب فیلادلفیا" با همکاری "انجمن فلسفه‌ی آمریکا" کاتالوگی از حدود نیمی از این مجموعه‌ی از دست رفته را قرار است به چاپ برساند. این کتاب‌ها دامنه‌ی بس وسیعی را در بر می‌گیرند، از علوم محض و پزشکی گرفته تا دستورالعمل‌های استفاده از ماشین‌های چاپ و طرز ساختن شراب سیب، و تا آثار کلاسیک ادبی چون "دن کیشوت" و "ادیسه".

 

 

بنجامین فرانکلین (1706-1790) 

 

           

  این کاتالوگ، کامل‌ترین فهرستی خواهد بود که تا کنون از کتاب‌های بنجامین فرانکلین به چاپ رسیده است و به حل معضل بزرگی کمک خواهد کرد که از بیش از دویست سال پیش بر دوش کارشناسان ادبی سنگینی می‌کند. جیمز گرین، کتابدار خبره، می‌گوید: "بعد از نوشته‌های خود فرانکلین، این فهرست، مهم‌ترین منبع آگاهی‌های مربوط به زندگی او می‌باشد. بسیار رازهای ناگشوده را می‌توان از این فهرست کشف کرد."

 

            گرین می‌افزاید: "مجموعه‌ی کتاب‌ها‌ی فرانکلین، در زمان خود، یکی از بزرگترین کتابخانه‌های خصوصی آمریکا بود و تمامی طبقه‌ی دوم ساختمانی را در خانه‌اش در فیلادلفیا اشغال می‌کرد. وقتی که فرانکلین در سال 1790 درگذشت، کتاب‌های او بین تعدادی از بنیادها و انجمن‌های ادبی و عده‌ای از بستگان او تقسیم شدند. اما بخش اعظم این کتاب‌ها به ویلیام تمپل فرانکلین، نوه‌ی او، رسید که کمترین علاقه‌ای به کتاب و ادبیات و این گونه مسائل نداشت. تمپل فرانکلین این کتاب‌ها را به مثابه‌ی منبع نقدینه بر می‌شمرد، پس در سال 1794 همه‌ی کتاب‌هایی را که به ارث برده بود به مردی فروخت که چهار سال بعد، کارش به ورشکستگی کشید".

 

            بعد، کتاب‌ها به دست کتابفروشی به نام نیکلاس دوفایف افتاد، و او هم به نوبه‌ی خود آنها را در فاصله‌ی سال‌های 1801 و 1803 به مشتریانش عرضه داشت، از جمله به تامس جفرسن که در آن سال‌ها رئیس جمهور آمریکا بود. اما مدیران کتابخانه‌ی کنگره که مدتی بود در پی این کتاب‌ها بودند موفق نشدند بقیه‌ی آنها را به دست آورند. کار مفیدی که دوفایف در این میان انجام داد این بود که فهرستی از این کتاب‌ها فراهم کرد اما متاسفانه این فهرست هم چند سال بعد گم و گور شد.

 

            با این همه، جزء کوچک اما مهمی از کتابخانه‌ی فرانکلین جان سالم بدر برد: چیزی که به انگلیسی به آن می‌گویند "شلف مارک"  یعنی نشانه‌ی رمزی که جای هر کتاب را در قفسه‌های کتابخانه معلوم می‌کند. این نشانه‌ها که با مداد در صفحه‌ی عنوان هر کتاب نوشته شده اند شامل حرف  "سی" و چند شماره و بعد حرف "ان" و چند شماره‌ی دیگر است. این نشانه‌ها را نخستین بار اعضای "انجمن فلسفه‌ی آمریکا" در سال 1935 دیدند، و این کانونی از دوستداران فلسفه وافع در فیلادلفیا (ایالت پنسیلوانیا) است که خود فرانکلین از بنیادگذاران آن بود و تعدادی از کتاب‌ها را در سال‌های نخست قرن نوزدهم از دوفایف خریده بود. اما روشن نبود که این نشانه‌ها کار دوفایف بوده و یا کار خود فرانکلین. اینجا بود که ادوین وولف، از کتابداران عضو انجمن "دوستداران کتاب" قدم پیش گذاشت تا این معضل را حل کند. "دوستداران کتاب" هم انجمنی است که فرانکلین و عده‌ی دیگری از کتابدوستان و کتاب‌بازان  در سال 1731 بنیاد نهادند و حالا تبدیل به پژوهشکده‌‌ی مستقلی شده است که در زمینه‌ی تاریخ قرن نوزدهم آمریکا تحقیق و تفحص می‌کند.

 

            سال‌ها پژوهش و جستجو در این زمینه سرانجام در سال 1956 به ثمر رسید، یعنی موقعی که وولف کشف کرد که این نشانه‌ها در کتاب‌هایی هم که فرانکلین مستقیماً به "انجمن فلسفه" و کتابخانه‌ی "دوستداران کتاب" اهدا کرده بود وجود دارند، و اینها کتاب‌هایی بودند که دست دوفایف به آنها نرسیده بود. مشکل اینجا بود که نشانه‌های مربوطه را نمی‌شد به راحتی پیدا کرد، زیرا صاحبان بعدی کتاب‌ها وقتی که اقدام به صحافی مجدد آنها کرده بودند، روی نشانه‌ها را ندانسته پوشانده بودند. 

 

            چند سال دیگر هم گذشت تا اینکه در 1962 یکی از نوادگان بنجامین فرانکلین باچ - نوه‌ی دیگر فرانکلین که بخش کوچک‌تری از کتابخانه‌ی پدربزرگ را ارث برده بود – قدم پیش گذاشت تا به حل این معما کمک کند. او در میان کاغذهای متعلق به باچ، فهرستی از عناوین کتاب به خط تمپل فرانکلین یافته بود تحت عنوان "فهرست کتاب‌های  ب. ف. باچ " و این البته فهرستی بود از کتاب‌هایی که پدربزرگ برای باچ به ارث گذاشته بود.

 

            این مجلدات تحت "کیس"[1] و "نامبر"[2] شماره‌بندی شده بودند. و همین موجب شد وولف کشف کند که آن نشانه‌ها دلالت دارد بر محل دقیق هر کتاب در قفسه‌های کتابخانه. حرف "سی" علامت اختصاری "کیس" بود که قفسه‌ی مربوطه را مشخص می‌کرد و حرف "ان" علامت اختصاری "نامبر" بود و جای کتاب را در هر قفسه یا طبقه معلوم می‌نمود.

 

            ادوین وولف تا زمان مرگش در سال 1991 توانست حدود 3000 عنوان را از میان یک هزار جلد کتاب استخراج کند، که چیزی نزدیک به یک چهارم کتابخانه‌ی فرانکلین را در بر می‌گیرد. وولف همچنین موفق شد عنوان 700 کتاب دیگر متعلق به فرانکلین را کشف کند که فرانکلین در میان نامه‌های خود به آنها اشاره کرده و گفته است که در کتابخانه‌اش دارد، اما این 700 عنوان کتاب‌ را تا کنون کسی نتوانسته است در مجموعه‌های موجود و شناخته شده پیدا کند.

 

            در حال حاضر، پژوهشگری به نام کوین هیز، با استفاده از این اطلاعات و پژوهش‌های دیگر، مشغول تدوین کتابنامه‌ای است در 900 صفحه که شامل 3741 عنوان کتاب در 2000 مجلد است. در این کتابنامه به عناوینی بر می‌خوریم از قبیل : "دو رساله در باب دولت" نوشته‌ی جان لاک (چاپ 1764 )، "اپتیک: یا رساله‌ای اندر مقوله‌ی انعکاس، انکسار، انحنا و رنگ‌های نور" نوشته‌ی آیزاک نیوتون (چاپ 1721 )، و یکی از ویراست‌های اولیه‌ی "ماگنا کارتا"[3] (چاپ 1556) به زبان لاتین، که از مهم‌ترین اسناد سیاسی تاریخ جهان است.

 

            گوردن وود، استاد تاریخ دانشگاه براون و مؤلف کتابی به نام "آمریکایی شدن بنجامین فرانکلین" می‌گوید: "به نظر من بازسازی کتابخانه‌ی فرانکلین قدم خارق‌العاده‌ای است که به پژوهش در این زمینه کمک شایانی خواهد کرد."

 

            هیز، استاد زبان و ادبیات انگلیسی در دانشگاه "سنترال اکلاهما"، حدود پنج سال پیش وارد معرکه شد، و آن هنگامی بود که جان وان هورن، مدیر "دوستداران کتاب"، از او دعوت کرد کار نیمه‌تمام وولف را ادامه بدهد. هیز که پایان‌نامه‌ی خود را درباره‌ی یکی دیگر از کتابخانه‌های خصوصی دوره‌ی استعماری ( یعنی ماقبل استقلال آمریکا) نوشته بود، گفت : "بی‌درنگ این فرصت طلایی را قاپیدم تا بتوانم روی مجموعه‌ی فرانکلین کار کنم."

 

            وان هورن یادداشت‌های حجیم وولف را به اکلاهما فرستاد تا هیز بتواند با خیال راحت و با فراغ بال روی آنها کار کند. او به منابع دیگری نیز رجوع کرد، از جمله موزه‌‌ها و کتابخانه‌های دلاویر، فیلادلفیا و واشینگتن تا ببیند چه کتاب‌های دیگری را می‌تواند پیدا کند که ممکن است وولف از قلم انداخته باشد.

 

            هیز معتقد است که حدود نیمی از 2000 جلد کتابی که در فهرست آمده‌اند هنوز وجود دارند و امید به یافتن آنها هست. "انجمن دوستداران کتاب" و "انجمن تاریخ پنسیلوانیا" روی هم رفته بیشترین تعداد کتاب‌های مجموعه‌ی فرانکلین یعنی 354 مجلد را در اختیار دارند، که بیش از 2150 عنوان کتاب را در بر می‌‌گیرند. سایر مجلدات را می‌توان در کتابخانه‌های دیگری چون دانشگاه پرینستون و کتابخانه‌ی کنگره پیدا کرد.

            نکته‌ی جالب این است که صرف دانستن عناوین کتاب‌ها، پنجره‌ی تازه‌ای را بروی مورخان و پژوهشگران باز می‌کند. به این معنی که آنها در می‌یابند چه کتاب‌هایی توانسته بودند روز زندگی یکی از چهره‌های مهم تاریخ آمریکا تأثیر بگذارند. گرین می‌گوید: " راز مهمی است که باید گشوده شود، نه بدان منظور که کتاب زندگانی فرانکلین بسته شود، بلکه از آن رو که بازگشوده شود."      



[1] - Case

 

[2] - Number

[3]  - Magna Carta ؛ (به انگلیسی: The Great Charter ، در لغت به معنی "رساله‌ی کبیره") از مهم‌ترین اسناد سیاسی به زبان انگلیسی است که از قرن سیزدهم مانده است و به حاکمیت قانون می‌پردازد. علاقه‌مندان می‌توانند به مرجع زیر نگاه کنند:

 

http://en.wikipedia.org/wiki/Magna_Carta 

 

April 4, 2006

ناکامی در سفارش ترجمه

مقاله‌ی زیر از ماهنامه‌ی آمریکایی "شاعران و نویسندگان" (Poets and Writers  ) گرفته شده است و بدون هیچ گونه تفسیری در اینجا آورده می‌شود، تا برداشت شما چه باشد. برای آشنایی بیشتر با این مجله‌ی خوب می‌توانید روی لینک زیر کلیک کنید.  

http://www.pw.org/mag

نوشته‌ی  جو  وودوارد

به منظور ترغیب گفتگوی میان فرهنگ‌ها و ترویج استنباطی عمیق‌تر از خاور میانه – و بخصوص ایران – انجمن ناشران آمریکایی (AAP ) پیشنهاد کرده است که اگر یک ناشر آمریکایی آمادگی خود را برای ترجمه و نشر و ترویج آثار داستانی نویسندگان ایرانی اعلام نماید، حاضر است مبلغ ده هزار دلار به عنوان کمک در این کار سرمایه‌گذاری کند. این مبلغ، جزئی از یک اعانه‌ی پنجاه‌هزار دلاری است که "مؤسسۀ جامعۀ باز"[i]  به منظور ترویج دموکراسی و اصلاحاتی در جامعه‌ی مدنی در میان گذاشته است. این مؤسسه یک بنیاد خصوصی است که از سوی جورج سوروس (George Soros) ، میلیاردر خیّر، به وجود آمده است.

            با اینکه ده هزار دلار، مبلغ چشمگیری است، هیچ یک از ناشران آمریکایی  از زمانی که "انجمن ناشران آمریکا"  این اعانه را در دسامبر 2004 اعلام کرده است  رغبتی به این کار نشان نداده اند. "کمیته‌ی بین‌المللی آزادی نشر" که در سال 1975 به وسیله‌ی "انجمن ناشران آمریکا" بنیاد نهاده شده، نقش اصلی را در اجرای این برنامه بر عهده دارد. پس از مشورت با گروهی از پژوهشگران و نویسندگان در ایالات متحده و ایران، این کمیته سه رمان اهل غرق از منیرو روانی‌پور، جای خالی سلوچ از محمود دولت‌آبادی و کریستین و کید از هوشنگ گلشیری را از فهرستی برگزید که شامل شش الی هشت عنوان از رمان‌های فارسی بود. ویلیام استراکان، از ویراستاران ارشد بنگاه "هایپریون" و از اعضای "کمیته‌ی بین‌المللی آزادی نشر" می‌گوید: «این سه رمان، آثار ادبی برجسته‌ای  به قلم نویسندگان بلندپایه‌ی ایرانی هستند و همه‌ی ما به این نتیجه رسیدیم که سزاوار ترجمه شدن می‌باشند.»

            جری لیبر، از مدافعان حقوق بشر و از مشاوران "کمیته‌ی بین‌المللی آزادی نشر"، می‌گوید هدف این برنامه تنها آشنا ساختن کتابخوان‌های انگلیسی‌‌زبان با نویسندگان معاصر ایرانی که " آثارشان به ترویج درک متقابل میان مردم آمریکا و ایران کمک خواهد کرد نیست، بلکه قصد داریم به این وسیله، بر تعداد آثار ترجمه شده به انگلیسی در این کشور نیز بیفزاییم." او همچنین می‌افزاید: "هر چند که آثار ادبی آمریکا در سراسر جهان ترجمه شده و به چاپ می‌رسند، تعداد آثاری که از زبان‌های خارجی ترجمه و در ایالات متحده منتشر شوند، به نحو شگفت انگیزی اندک هستند. هدف ما کمک به ایجاد توازنی در این زمینه و ایجاد پیوندهای ادبی  قوی‌تری میان همه‌ی مردمان جهان است."

            یکی از پژوهش‌های مؤسسه‌ی "موقوفه‌ی ملی هنرها"[ii] نشان می‌دهد که در سال  1999 از تعداد ده هزار کتاب داستان و شعر که در ایالات متحده به چاپ رسیده است، تنها 300 عنوان ترجمه بوده است. و بنا بر آمار و ارقام یونسکو ( سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد) پنجاه در صد همه‌ی آثاری که در کشورهای مختلف ترجمه و چاپ می‌شوند از زبان انگلیسی است اما تعداد کتاب‌هایی که به زبان انگلیسی ترجمه می‌شوند فقط شش در صد کل آثاری هستند که سالانه به این زبان انتشار می‌یابند.  

            ناکامی "کمیته‌ی بین‌المللی آزادی نشر" در یافتن ناشرانی برای این رمان‌ها، نشان دهنده‌ی این واقعیت است که فروختن آثار ترجمه شده به کتابخوان‌های آمریکایی کار چندان سهل و آسانی نیست. استراکان می‌گوید: " ما همچنان با این مسئله دست به گریبان هستیم که تعداد کتاب‌هایی که در این کشور ترجمه می‌شوند بس اندک اند. ناشران بسیاری درخواست کرده‌اند که نگاهی به این آثار بیندازند، برخی از آنها جواب منفی داده‌اند، و ما هنوز منتظر جواب برخی دیگر از ناشران هستیم. من خیلی امیدوارم." با اینکه احتمال می‌رود ناشران دانشگاهی یا مؤسسات کوچک نشر به انتشار این رمان‌‌‌ها تمایل نشان بدهند، استراکان می‌گوید که این کمیته هنوز امیدوار است که ناشران بزرگ (تجاری) پا پیش بگذارند، زیرا آنها توانایی بیشتری در عرضه‌ی کتاب دارند و دارای شبکه‌ی وسیع‌تری برای توزیع کتاب‌های ترجمه شده هستند.

            کمیته‌ی مزبور مبلغ ده هزار دلار اعطایی "جامعه‌ی آزاد" را برای تأمین هزینه‌ی ترجمه‌ی منتخبی از هر یک از این کتاب‌ها و شرح اجمالی آنها صرف کرده است به این امید که ناشری را بتواند ترغیب به پذیرش این تعهد نماید. هال فسندن که ریاست کمیته را برعهده دارد می‌گوید: " این نخستین بار است که چنین کاری در آمریکا انجام گرفته است؛ یعنی تهیه‌ی نمونه‌ی ترجمه و اعطای کمک هزینه‌ای به منظور یاری به چاپ و انتشار آنها از سوی یک مؤسسه‌ی غیر انتفاعی." مترجمانی که برای این سه اثر برگزیده شده‌اند عبارت اند از محمد رضا قانون‌پرور برای رمان اهل غرق ، جودیت ام ویلکز برای جای خالی سلوچ، و رکسان زند برای کریستین و کید.

            پس از انتخاب کتاب‌ها و آمده شدن نمونه‌ی ترجمه‌ها، کمیته از شارلوت شیدی، کارگزار ادبی مقیم نیویورک، درخواست کرد این رمان‌ها را به ناشران عرضه کند، و او این وظیفه را به رایگان بر عهده گرفت. آژانس وی نماینده‌ی شماری از نویسندگان خارجی است، از جمله لوران گوده که سال گذشته جایزه‌ی گنکور را ربود، دومیترو تپه‌نگ، نویسندۀ رومانیایی، و عکاس ایتالیایی  اورنلا وورسپی .

            گرچه هنوز ناشری حاضر به چاپ و انتشار این سه رمان نشده است، "کمیته‌ی بین‌المللی آزادی نشر" اخیراً برای کمک به هزینه‌ی انتشار و تبلیغ کتاب دیگری که مؤسسه‌ی انتشاراتی "آرکید" )واقع در نیویورک)  آماده‌ی توزیع داشت مبلغ ده هزار دلار در اختیار این مؤسسه قرار داد. این کتاب گزیده‌ای است از آثار نثر و شعر نویسندگان ایرانی به نام روزگار غریبی است، نازنین[iii] به گزینش و ویرایش ناهید مظفری. انجمن قلم آمریکا به منظور بزرگداشت چاپ و انتشار این کتاب در ماه آوریل، در جریان برنامه‌ی سالانه‌ی "صداهایی از تمامی دنیا: جشنواره‌ی ادبیات جهانی نیویورک" در "نیو اسکول"  در منهتن، از عده‌ای از نویسندگانی که آثارشان در این کتاب آمده است دعوت کرد تا نوشته‌ی خود را برای حضار بخوانند.

             ناشران علاقه‌مند به بررسی خلاصه و نمونه‌ی ترجمه‌ی این رمان‌های ایرانی  می‌توانند با آژانس ادبی شارلوت شیدی در نیویورک تماس بگیرند.

           


 


 

[i] ) Open Society Institute

[ii] ) National Endowment for the Arts

[iii] ) عنوان انگلیسی : Strange Times, Dear: The PEN Anthology of Contemporary Iranian Literature